عاشق این مدل خدابیدنهاتم
هندونه و تی وی
عسل مامان شما از هندونه خیلی خوشت میاد و برای اولین بار گذاشتمت توی روروءک و یه قاچ هندونه هم دادم دستت و گذاشتمت جلوی تلویزیون و تا حدود نیم ساعت بدون هیچ اعتراضی تلویزیون نگاه کردی و هندونه خوردی نوش جونت گوارای وجود ...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
13:43
عشق عینک مامان
از تو برای تو مینویسم نفسسسسسسسسسس
عزیز جونم شما کم مونده ماه یازدهم از زندگی قشنگت رو تموم کنی و کارهایی که میتونی انجام بدی دست دسی رو تقریبا یاد گرفتی و انجام میدی و من خیلی خوشحالم از این موضوع چون همش نگران بودم که چرا دست دسی نمیکنی تازگیها یاد گرفتی میگی (عزیزم) وقتی شیر آب رو باز میکنم یا لیوان میبینی میگی آبه وقتی میگیرمت که تاتی کنی خودت میگی تاتا وقتی برات غذا میریزم که بخوری میگی م م م وقتی میگم بریم لالا کنی توهم بامن میگی لالا دیگه تایم رو پاهت ایستادنهات بیشتر شده و از یه جا که بگیری با سرعت بیشتری راه میری وقتی پوشکت رو در میارم تندی ازدستم در میری و پا به فرار میذاری که دیگه پوشکت نکنم وقتی دنبالت میکنم و بهت میگم وایستا ب...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
0:33
دختر باهوش منیییییییییییییییی
دیشب (3/2/93)بابایی پشت کامپیوتر مشغول کار بود و فلاش به کامپیوتر وصل بود شما هم طبق معمول چسبیده به کامپیوتر که یهو بابایی من رو صدا کرد گفت که به کاری که با دقت و تمرکز فراوان داری انجام میدی نگاه کنم و اما کار شما مشغول بازی کردن با فلاش متصل به کامپیوتر بودی که خواستی درش بیاری کلی تلاش کردی که بادستت بکشیش ولی زورت نمیرسید و بعد از مدتی دیدم که فلاش رو به دهن گرفتی و با اون سه تا دندونهای کوچیکت کشیدی بیرون و پا به فرار گذاشتی .الهی مامان و بابا قربون اون عقل و هوشت بریم ان شالله که همیشه گلیمت رو خودت بتونی از آب بکشی بیرون و با مشکلاتت با سرسختی و تلاش مبارزه کنی و موفق باشی ...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
11:26
دخترمن بالا بالاها میشینه *رو ابرها میشینه
هایپر کیپر
ویتامین
بالاخره مامان تونستم بهت ویتامین و آهن بخورونم ...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
12:31










