رستوران
بعد از شهربازی بابایی مارو مهمون کرد و رفتیم رستوران اولش که تو صندلی غذا نشستی خوشت نیومد
و گریه کردی ولی بعدش عادی شد برات دستمال کاغذی هم که نذاشتی بمونه دونه دونه در میاوردی و مینداختی زمین و ذوق میکردی





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رستوران
