ریحانه خانوم رفتن خونه دوستشون آقا محمد مهدی
چهار دست پا میره
ریحانه من شمادر تاریخ شانزدهم بهمن 1392 در ساعت 14 و 30 دقیقه برای اولین بار از حالت سینه خیز به حالت چهار دست و پا راه رفتی مبارکه
نویسنده :
بابا و مامان جونی
12:23
بدون شرح
خانوم داره به سرعت برق و باد بدون اینکه نگاه کنه از کجا داره میره تشریف میبرن کابل بخورن ...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
14:52
خوردنی های مورد علاقه
ریحانه خانوم سیب و موز وکابلهای مختلف رو خیلی دوست داره البته اونجوری که کابل میخوره سیب و موز رو نمیخوره بچه ام از بس که باهوشه کامپیوتر رو با کابل هاش قورت میده فقط نگاه کن ...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
14:38
v1111111111jnhvbbygjggggggw
اقف اینا رو ریحانه خودش تایپ کرده نذاشت بقیه رو تایپ کنم هروقت میام یه چی تایپ کنم یا میزنه کامپیوتر خاموش میکنه یا اینکه خودش تایپ میکنه ...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
14:04
از تو برای تو مینویسم بهترین بهانه ی نوشتن
ریحانه جون اول از همه هشت ماهگیت مبارک و اماکارهایی که توی هفت ماهگی یاد گرفت: دیگه قشنگ می تونی بشینی بدون هیچ کمکی دوتا مروارید داری و فکر کنم دوتا دیگه هم میخواد در بیاد به همین خاطر خیلی اذیت میشی دیگه کامل یاد گرفتی کمکی بخوری ولی زیاد نمیخوری اتفاق خیلی بدی که برات افتاد این بود که یه بیماری ویروسی گرفتی و ما مجبور شدیم یه شب تو رو بستری کنیم که خدا رو شکر تا آغاز هشت ماهگیت بهتر شدی نه به طور کامل ولی بهتر شدی مامان دارم تلاش میکنم بهت نینای کردن یاد بدم بای ابی کردن یاد بدم هروقت گشنه میشی گریه میکنی و میگی م م م م ممم... روز اول هشت ماهگیت گذاشتمت رو تخت خودمون چنان ذوقی کردی که نگو اونقت میشستی رو تخ...
نویسنده :
بابا و مامان جونی
14:04










